مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )
46
محاسن اصفهان ( فارسى )
تخليص مقدار هزار دينار حاصل شد ، و بر بالين او لوحى از سنگ يافت منقوش به نقشى كه دلالت مىكرد بر آنكه اين حال از دويست و چند سال باز واقع بوده است . عبد العزيز گفت : « بقاى اين مرد بر اين صورت ناطق است به طيب طينت و صلابت تربت اين بقعه » . و به حكايت و تواريخ چه حاجت ، در روزگار خود معاينه مىبينيم از اصفهانيان و غربا كسانى را كه تمامت شهرها به بيمارى گران و رنج مزمن مبتلى و گرفتارند ، چنانكه درمان آن ممكن نيست ، و بر هلاك ، مشرف ؛ اطبّا از معالجت آن عاجز مىآيند ، نقل به سايهء خانهها و درختان آن ، و تنشيق نفحات رياحين و استنشاق هوا و تجرّع قطرههاى آب آن سبب شفاى كلّى ، و موجب صحّت اصلى آن درد بىدرمان مىگردد ، و آن علّت ، به واسطهء مجاورت آبوهواى آنجا به كلّى زائل مىشود ، و تن ايشان چون مغز بادام ، نازك و اسفيد ، از پوست بيرون مىآيد ، على الخصوص در اين عصر كه تيمار بيماران و غريبنوازى و غمخوارگى همگنان به علاقهء حسن مرحمت لطف و شفقت و شمول تربيت خلاصهء اهل بيت نبوى و زبدهء عترت مصطفوى و ثمرهء شجرهء علوى ، اعنى كريم على الإطلاق ، و منعم باستحقاق ، مهتر و بهتر سادات عراق ، مرتضى اعظم ، صاحب معظّم ، ملك ملوك النّقبا ، جلال الوزرا ، اختيار الورى ، الّذي يفتخر به الألقاب و تخاطبه بهذا الخطاب : شعاع نور يزدانى ز رويت مىدهد پرتو * كه شمع آل طاهايى و تاج آل ياسينى تاج الملّة و الدّين نظام الاسلام و شرف المسلمين محمود بن احمد بن علىّ بن ابى طالب الحسينى العلوى المدينى - لا زالت دوحة سعادته باسقة مثمرة على الآفاق - هنوط و مربوط است ، و الحق مدار كلّى اهالى آن حوالى ، و قرار اصلى اشغال و ذات الصّدور صدور اين نواحى ، بر راى ثاقب انور فكر صائب ازهر او ، از هر نوع و گونهاى حادث و واقع دائر و مكين ، كما قال المترجم - عفا اللّه عنه - :